ما ایرانیا خیلی دوست داریم همه ما رو با چند تا از خصوصیت هامون بشناسن یعنی خیلی اصرار داریم به همه بقبولونیم که ما این ویژگی ها رو داریم و مدام همراه ایرانی بودنمون این صفات رو به کار می بریم. مثلا ما ایرانیا همیشه ادعا می کنیم آدمای خیلی با فرهنگی هستیم و به فرهنگمون خیلی می نازیم اما اگه به تک تک ما بگن چرا همچین ادعایی داریم فوری بحثو می کشونیم به سمت فرهنگ 2500 سالمون و از کوروش کبیر می گیم که اولین اعلامیه حقوق بشر رو نوشته یا از حافظ و سعدی و فردوسی حرف می زنیم اما اگه ازمون بپرسن فقط یه نمونه از فرهنگ اجتماعی حال حاضرمون رو که زبانزد باشه بگیم زبون هممون بند میاد و مجبوریم سکوت کنیم.
یکی دیگه از این صفاتی که دوست داریم ما رو با اون بشناسن احساساتی بودن و انسان دوست بودنمونه. همیشه این سوال توی ذهنم بوده و هست که چطور ما می تونیم همچین ادعایی داشته باشیم. یه نگاه ساده به زندگی اجتماعی و حتی به خانواده هامون اگه بندازیم می بینیم که چیزی که توش خیلی کم پیدا می شه روابط گرم و صمیمیه.
وقتی جون انسان ها برامون اینقدر داره بی ارزش می شه که روز به روز آمار قتل و جنایت داره بالا و بالاتر می ره چطور می تونیم بگیم انسان دوستیم؟ وقتی چشم دیدن موفقیت هیچ کسی رو نداریم و مدام به فکر زمین زدن همدیگه هستیم، وقتی حسادت، خیانت، پاپوش درست کردن و ... تو تمام سطوح اجتماعیمون موج می زنه، بازم می تونیم بگیم مردم دوستیم؟ وقتی دوستی هامون پر از دروغ و دورویی شده و روابط خانوادگیمون هم دست کمی از دوستی هامون نداره واقعا بازم می تونیم بگیم ما آدم های با احساسی هستیم؟ بد نیست یه نگاه به آمار طلاق و جدایی هامون بندازیم.
یادمه تو کتابای دینی مدرسه مدام حرف از کانون سرد خانواده های غربی بود و دائم از روابط سطحی بین آدما تو اجتماع اونا می گفتن. یعنی انصافا روابط اجتماعی اونا خیلی سردتر از ماست؟؟؟ وقتی نوع برخورد ملتی مثل آلمان در برابر مرگ یه دروازه بان فوتبال که کل آلمان رو یک هفته تحت تاثیر قرار می ده و پنجاه هزار نفر با چشمای گریون رو برای مراسم یادبودش به ورزشگاه می کشونه رو می بینم و با نوع برخورد خودمون در برابر مرگ بزرگترین هنرمندامون مقایسه می کنم، شک می کنم که نکنه ما در غرب زندگی می کنیم و اونا ایرانین.
خلاصه ما ایرانیا اگه نیم نگاهی به خودمون و دور و برمون بندازیم می بینیم که این صفاتی رو که به خودمون نسبت می دیم و بهش افتخار می کنیم خیلی با ما جور در نمیاد و با اون چیزی که داریم می بینیم زیاد همخونی نداره ...